دانلود رمان خاکستر عشق از رویا
❤️ رمان : #خاکستر_عشق
❤️ نویسنده: #رویا
❤️ ژانر : #عاشقانه #کلکلی #طنز #بزرگسال
❤️خلاصه:
دو فرد دو سرنوشت دو خط موازی
دانیار لاقید که دنیا پشیزی براش ارزش نداره و زندگیش تو دوچیز خلاصه شده
زن…مسابقه تا حد مرگ
ماریایی که از جبر زمانه در قالب یک ….پسر خودش راظاهر میکنه در انزار دو چیز براش تو زندگیش مهمه
رقص….دزدی
حالا دست تقدیر این دو فرد رو با یک قرار داد ازدواج الکی کنار هم میزاره
باید دید دانیار با فایتر بودنش میتونه قلب سنگی ماریا رو آب کن
یا….
ماریا میتونه با رقصش فرازو فرود کمرش دانیار لاقید رو پا بند و بنده و عبید خودش کنه ….
مبارزه مشت های یک فایتر ….و قوس و لرزش کمر یک رقاص … پیروز که خواهد بود؟!
دانلود رمان عشق شکلاتی از نینا دهنو
❤️رمان #عشق_شکلاتی
❤️ نویسنده : #نینا_دهنو
❤️ ژانر : #عاشقانه #طنز #کلکلی
❤️ خلاصه :
دختری شر و شیطون که به خاطر ماموریت پدرش به خونه دوست پدرش میره و مجبور میشه نقش معشوقه پسر شیطون و مغرور خانواده اونها رو بازی کنه و در این بین اتفاقات جالبی میفته که خوندنش خالی از لطف نیست…..
دانلود رمان عطر شنل از تهمینه
❤️#رمان_عطر_شنل
❤️نویسنده: #تهمینه
❤️ژانر: #عاشقانه #طنز #فول_صحنه_دار
❤️خلاصه :
طیلا دختر دل شکسته ای که برا رسیدن به عشقش شاهرخ، تن به یه ازدواج صوری میده، ولی این ازدواج اونو تو دردسرهای بدی میندازه که کلا از هدفش دور میشه…


دانلود رمان دیوار آهنی. ریما، دختری که به خاطر اتفاقی بیارزش و پوچ از خانوادهاش طرد شده، اتفاقی که در آن بیگناهترین فرد، خودش است.
او حالا پرستار کودکی کوچک میشود، اما... پدر آن کودک چه کسی است؟! پدری که عشق قدیمی و فراموشنشدنی ریماست!
دانلود رمان یار و یاور... کمد ریلی را باز کردم و وارد شدم. نگاهی به کت و شلوارم انداختم، سپس کت شلوار مشکیم را برداشتم و پوشیدم. بعد به سمت کشوی ساعتها رفتم، درش را باز کردم و یکی از ساعتهایم را برداشتم و در دستم گذاشتم. کشوی بعدی را باز کردم و کراوات مشکیم را برداشتم. ایستادم جلوی آینه و کراوات را بستیم. دستی به ریش سفیدم کشیدم و مرتبش کردم. نگاهی به آینه انداختم و بعد کفشهایم را پوشیدم. به سمت میز کنسول رفتم، تسبیحم را برداشتم و از اتاق بیرون آمدم.
در همین لحظه در باز شد و نیاز وارد خانه شد. به سمتش رفتم و گفتم: «تو اینجا چیکار میکنی؟» او متعجب نگاهش را از سر تا پایم برد و بیآنکه حرفی بزند، به من خیره شد.
