
📖 نام رمان: آذرخشی میان رگهایم
✍ نویسنده: آرمیتا بهاروند
📚 ژانر: عاشقانه
📥 فرمت: PDF
📄 تعداد صفحات: –
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، کامپیوتر، آیفون
من، آرمیتا… دختری که هیچوقت محبت واقعی را تجربه نکردم.
اما درست وقتی که پا به شرکت آذرخش گذاشتم، همهچیز تغییر کرد.
او درست مثل یک آذرخش ناگهانی وارد زندگیام شد و دنیایم را از این رو به آن رو کرد…
حالا سرنوشت مرا در مسیر احساسی قرار داده که میان طوفان عشق و سرنوشت در نوسان است. آیا میتوانم در این بازی قلبم را نجات دهم؟
📚 شکوه یک عشق
📚 قلب آتشین
📚 سایههای احساسم
🔥 یک داستان احساسی و پرکشش که شما را تا آخرین صفحه درگیر خود میکند.
💔 دختری که در جستجوی محبت است، اما عشق را در جایی که فکرش را نمیکرد، پیدا میکند.
⚡ سرنوشتی که مثل یک آذرخش ناگهانی از راه میرسد!
📢 به نظرتون عشق همیشه مثل یک آذرخش زندگی رو تغییر میده؟
📢 اگر جای آرمیتا بودید، چطور با این طوفان احساسی برخورد میکردید؟
⚠️ نویسنده عزیز! اگر از انتشار این رمان ناراضی هستید، لطفاً درخواست حذف خود را اعلام کنید

📖 نام رمان: نوای رویا
✍ نویسنده: حنانه نوری
📚 ژانر: عاشقانه، معمایی
📥 فرمت: PDF
📄 تعداد صفحات: –
📱 مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، کامپیوتر، آیفون
آتش نیکان، گیتاریستی مشهور که زندگیاش پر از رازهای حلنشده است، فردی سختگیر و البته رقیبی قدرتمند! در آن سوی ماجرا، ماهسان که سالها آرزوی عضویت در گروه نوازندگی هیوا را داشته، بالاخره به خواستهاش میرسد. اما با ورود رقیب سرسختی که تمام معادلاتش را به هم میریزد، زندگیاش وارد مرحلهای تازه میشود.
مردی که با تمام غرورش، ذرهذره قلب ماهسان را تسخیر میکند… آیا این رقابت تبدیل به یک عشق عمیق خواهد شد؟ یا گذشتهای تاریک مانع از رسیدن آنها به یکدیگر میشود؟
📚 سمفونی احساس
📚 نتهای سرنوشت
📚 ساز دل
🎼 اگر عاشق داستانهای عاشقانه با فضای موسیقی هستید، این رمان مخصوص شماست!
🔍 ترکیب عشق و معما با روایت جذاب و شخصیتهای قوی، شما را تا آخرین صفحه میخکوب میکند.
💘 تجربهی احساسی عشق در میان رقابت و چالشهای زندگی که قلبتان را به لرزه درخواهد آورد.
📢 آیا فکر میکنید عشق میتواند در میان رقابت شکوفا شود؟
📢 شما طرفدار آتش نیکان هستید یا ماهسان؟
⚠️ نویسنده عزیز! اگر از انتشار این رمان ناراضی هستید، لطفاً درخواست حذف خود را اعلام کنید.

❤️رمان : #اون_کیه
❤️نویسنده : #عاشقانه
❤️ژانر : #عاشقانه #طنز #جنایی
❤️خلاصه :
“آنا بعد از ده سال دوری به ایران برمیگردد. در فرودگاه با مرد جوانی روبهرو میشود. مردی که انگار او را خوب میشناسد!
او با صمیمیت با آنا حرف میزند و نشانه هایی به او میدهد که آنا متعجب میشود!
اما مشکل اینجاست…آنا او را نمیشناسد.
مرد گمان میکند آنا با او شوخی میکند و قبل از رفتن به او یاد آوری میکند که قولی که به او داده را فراموش نکند!
دانلود رمان تقاص یک رویا... ابریشم دختر سرهنگ راد توسط گرگ بزرگترین خلافکار جنوب کشور دزدیده میشه و به عمارتش برده میشه. درهان (گرگ) دلبسته ابریشمی میشه که دختر بزرگترین دشمنه و مجبورش میکنه باهاش ازدواج کنه. با ورود ابریشم به عمارت گرگ رازهایی فاش میشه که…

دلارام توسط گپے تو تلگرام با پرهام آشنا میشه و بعد چند ماه دوستے مجازے قرار میذارن همدیگه و ببینن. پدر دلارام طے سانحه اے که تو مهمونے خانوادگیشون رخ میده فوت میکنه و مادرش فلج میشه …
پدر دلارام به خواهرش پول سنگینے بدهکار بوده که بعد فوتش عمه دلارام اقدام به فروش خونش میکنه … در این حین پسر عموے پدر دلارام اون و مادرش سرپرستے میکنه شاهین پسرے تند خو و خودراے هست که وقتے متوجه ارتباط دلارام و پرهام میشه…..

این داستان درباره ی زندگی دو تا خواهر دو قلوئه که به دلایلی جدا از پدر و مادرشون زندگی میکنند…
یکیشون ارشد میخونه (رها) و اون یکی که ما باهاش کار داریم (آوا) لیسانسشو گرفته و دیگه درس نمیخونه و کار میکنه …
آوا کار میکنه و با درآمد کمی که داره خرج زندگی ِ خودشو خواهرشو درمیاره ، تا اینکه مشکلاتی سر راه آوا قرار میگیره که برگرفته از گذشته تلخی که داشته…
اتفاقات و تلخی هایی که همیشه گوشه ذهن دوازده سالگیش جا خوش کرده دوباره خودنمایی میکنه…
مرور گذشته تلخ آوا و سختی هایی که در کنار پدرش داشته مسیر داستانو مشخص میکنه…
مرد قد بلند پسر سی و چند ساله ایِ که دکتر روانپزشک آوا میشه و چند سال از اون نگه داری میکنه ، اما بعد از یه اتفاقی مدت ها از آوا بی خبر میمونه تا دوباره با هم رو در رو میشن…


دانلود رمان روح انگیز... محبوبه دختر روستایی شر و شیطانی است که در جایی دور افتاده زندگی می کند، او برخلاف خانواده و فرهنگ سنتی که دارد بشدت بلند پرواز، مغرور و اعتماد به نفس کاذبی دارد. جوری که همه او را به عنوان گاو پیشانی سفید روستایشان می شناسند و هیچ مردی حاضر نیست با او ازدواج کند. دست بر قضا سرنوشت، یک جوان امروزی، به نام بهروز را سر راهش قرار می دهد، که او هم هدفی جز سو استفاده از محبوبه ندارد…