رمانشیک | دانلود فایل بیش از 1000 رمان ایرانی رایگان

دانلود رمان پتریکور از زهرا فضلی با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

خلاصه رمان پتریکور:

در پتریکور، داستان از جایی آغاز می‌شود که شخصیت اصلی، همراه با فرناز وارد ماجرایی جدید می‌شود. پس از وارد شدن به ماشین، فرناز به طور بی‌اختیار در را می‌کوبد و در ادامه با سرزنش‌هایی از طرف شخصیت اصلی مواجه می‌شود. او می‌گوید که این رفتارهای فرناز همیشه او را به فکر فرو می‌برد.

فرناز که بعد از این اشتباه، به خود می‌آید، با خنده‌ای کودکانه سعی می‌کند موقعیت را تغییر دهد. او حتی از ماشین شخصیت اصلی به عنوان "عروسک" یاد می‌کند، که با واکنش خاص او مواجه می‌شود. در دنیای این رمان، هم‌زمان با جلب توجه‌ها و شوخی‌ها، احساسات عمیق‌تری نیز در دل این ماجراها نهفته است که پیچیدگی‌های روابط انسانی را به نمایش می‌گذارد.

دانلود رمان بر دلم حکمی راند از سحر نصیری با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

رمان بر دلم حکمی راند داستان دختری است که بهترین دوست پدرش، مردی به نام...، را به عنوان یک مدل مردانه جذاب می‌بیند و در دلش برای او احساساتی خاص و عمیق شکل می‌گیرد. این مرد که ۱۴ سال از او بزرگ‌تر است، همیشه در برابر خواسته‌های او مقاومت کرده و از تمام جاذبه‌های دخترانه‌اش به دور بوده است. او نه تنها به او همه چیز داده است، بلکه همیشه در مقابل دلبری‌های او مقاومت کرده و از وفاداری به پدرش محافظت کرده است.

اما دختر قصه، که نمی‌تواند این احساسات را نادیده بگیرد، یک شب تصمیم می‌گیرد تا به روش خود برای همیشه او را به دست آورد. در این مسیر، اتفاقات پیچیده و هیجانی‌ای رخ می‌دهد که مسیر رابطه‌شان را به شکلی غیرقابل پیش‌بینی تغییر می‌دهد.

دانلود رمان بر دلم حکمی راند به قلم سحر نصیری با لینک مستقیم

دانلود رمان بر دلم حکمی راند به قلم سحر نصیری با لینک مستقیم

رمان بر دلم حکمی راند نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : عاشقانه، هیجانی، اجتماعی

تعداد صفحات : 986

 

خلاصه رمان : بهترین دوست بابام بود و من دختر خونده و عزیز دلش بودم! چهارده سال ازم بزرگتر بود و عاشق رفتار مردونه‌ش شدم! اون هرچیزی که میخواستم بهم میداد به‌جز یک چیز، خودش رو…! هیچ‌جوره حاضر نبود به رفاقتش به پدرم خیانت کنه و با دلبریام وسوسه بشه پس مجبور شدم یه شب که مسته پا به اتاق خوابش بذارم تا برای همیشه مال من بشه ولی نمیدونستم که…

 

قسمتی از داستان رمان بر دلم حکمی راند

به سختی جلوی خنده ام را گرفتم_چیه؟ نمیخوای ببینیشون؟ با لحن خودم ادایم را در آورد. _چندان کشته مردشون هم نیستمصدای خندهام بلند شد. _به چی میخندی گندمک؟ بگو ما هم شاد شیمنگاهی به کاوه انداختم. _تبریک میگم کاوه خان انشالله قسمت شما… صورتش را درهم کشید_خدا زن جماعت رونصیب گرگ بیابون نکنهنیشخندی زدم_چرا عزیزم؟ نکنه به پسرا گرایش پیدا کردی؟ حس کردم فرهان خنده اش گرفتکاوه چپچپی نگاهم کرد و دستش را به سوی فرهان گرفت. _از وقتی آقا فرهان شما رو دیدم دلم یه کمی قیلی ویلی میره به هرحال خوشتیپ، پولدار، اصیل، صبور در برابر ضربات انفجاری، نصیب هرکسی نمیشه که…

خوش اومدین جناب شایانفرهان دستش را فشرد. _ممنون بابت استقبال گرمتون. نمیدونستم بین دوستای گندم انقدر طرفدار دارمجلوی خندهام را گرفتمرها چشمی چرخاند_واقعا نمی دونستید؟ والله با تعریفای گندم ما هم تو این چندوقت عاشق شما شدیم فرهان خان باید دسته جمعی بگیریمونصورت فرهان که درهم رفت نتوانستم جلوی خنده ام را بگیرماگر سکوت میکردم تا آخر مراسم باید شاهد تیکه پرانی هایشان به یکدیگر میبودمبه خصوص این که میدانستم هیچکدام از دوستانم ذرهای به خط قرمزها و آبرو و حیثیت اهمیت نمی دهند_خب دیگه موهای همدیگه رو از چنگتون در بیارید. اومدیم عروسی خوش بگذرونیم و کدورتهارو با هم کنار بذاریم!

کاوه با نگاه خاصی خیره ام شد. _خوشگل شدیبه سختی جلوی خندهام را گرفتممیخواست فرهان را بچزاند. _تو هم خوشتیپ شدیدستی به موهایش کشید. _کِی نبودم؟ رها چشمی برایش چرخاند_به جای این مسخره بازیا برو چهارتا آب شنگولی بیار بخوریم. اصلا نیلو اینا کی میان؟ خشک شدیمکاوه اشارهای به پی شخدمت زد. _چهارتا نوشیدنی لطفافرهان به آرامی دستم را فشرد ولی اهمیتی ندادم_بقیه ی بچه ها هم میان؟ فکر کنم ما زود رسیدیم. کاوه سری تکان داد. _زود نرسیدین اونا چصی میاننگاهی به فرهان انداخت. _البته ببخشید… فرهان مودبانه سر تکان داد. _مشکلی نیست. خیال کنید من اینجا نیستم راحت باشیدکاوه نیشخندی زد.

دانلود رمان پتریکور به قلم زهرا فضلی با لینک مستقیم
دانلود رمان پتریکور به قلم زهرا فضلی با لینک مستقیم

دانلود رمان پتریکور به قلم زهرا فضلی با لینک مستقیم

دانلود رمان پتریکور به قلم زهرا فضلی با لینک مستقیم

رمان پتریکور نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : 784

 

خلاصه رمان : ریموت را زده و سوار میشوم و آهسته در را میبندم. بر خلاف من فرناز جوری در را میکوبد که انگار با در بخت برگشته پدرکشتگی دارد. نگاه سرزنش گرم را به فرناز میدوزم که بی خیال میخندد. ـ ببخشید … از دستم در رفت جون تو ـ نمیدونم چرا این به قلم همیشه از دستت در میره عرق روی پیشانی اش را پاک میکند و غر میزند. ـ اوففف … کشتی ما رو با این لگنت ….. خیره که نگاهش میکنم با صدای گوش خراشی میخندد و ضربه ای به شانه ام میزند. ـ ببخشید که به عروسکت توهین کردم … یعنی این غیرتی که تو رو ماشینت داری بابام رو مامانم نداره ….

 

قسمتی از داستان رمان پتریکور

با صدای عماد که فرا می خواندم، به سمت ساختمان می روم. -لطفا سفره بزار، کبابا آمادست. بعد از خوردن ناهار آنچنان دم می کنم که قادر به تکان خوردن نیستم و با برداشتن بالشت و پتویی به کنار بخاری می روم و می خوابم. وقتی بیدار می شوم خانه حسابی تاریک است و صدای وحشتناک باد از بیرون خانه می آید. از جا بلند می شوم و از پنجره به بیرون مینگرم، شدت وزش باد آنچنان زیاد است که صنوبرها را با شدت پس و پیش میکند و انگار قصد دارد آنها را از ریشه در بیاورد. کلید برق را میزنم تا اتاق از آن تاریکی خارج شود ولی لامپ روشن نمی شود و فکر میکنم که برق رفته باشد. با ندیدن عماد، نگران شده و از خانه خارج می شوم.

همین که از اتاق خارج می شوم آنچنان بادی میوزد که به در پشت سرم بر خورد میکنم. چشمانم را میبندم تا باد اذیتشان نکند که صدای عماد را می شنوم. -چرا اومدی بیرون؟! نمیبینی چه خبره؟! -نگرانت شده بودم. در هر دو دستش پیته ای حلبی نفت است و اشاره میکند که در را باز کنم. داخل میشود و من هم پشت سرش وارد میشوم. -فکر کنم برقا رفته. سرش را به نشانه ی تایید تکان میدهد. -آره با این طوفانی که شده جای تعجب ندارهحالا حالا هم وصل نمیشه. فانوس کوچکی که با میخی به دیوار آویزان است را پایین میآورد و با ریختن کمی نفت در آن روشنش میکند. حال خانه در روشنایی بسیار اندکی فرو میرود.

فانوس فقط کمی محیط اطرافش را روشن میکند و بقیه خانه هم کمی از تاریکی مطلق خارج می شود. فانوس را نزدیک سماور میگذارد و در فنجان های کوچک برایمان چای می ریزد. فضا حالت رویایی دارد و جان میدهد برای کارهای منافی عفت. از فکری که در ذهنم می آید لبخندی بر لبم می نشیند. -به چی میخندی؟! هول شده سرم را بالا می آورم و به صورتش که در سایه روشن اتاق حالتی دلربا و جذاب دارد مینگرم. ته ریش کمی دارد که صورتش را پخته تر نشان می دهد. سایه ی مژهه ای بلندش روی صورتش افتاده و من همیشه با خودم فکر می کردم که یک مرد چرا باید مژهه ای به این پرپشتی داشته باشد. -نمی خوای بگی؟! نگاهم را از صورتش بر میدارم و به چشمانش می دوزم.

دانلود رمان بوسیدن عروس ممنوع از کاریان کول با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

رمان بوسیدن عروس ممنوع داستان دختری است که در شرایط سخت و پرچالش زندگی می‌کند و در این مسیر با مردی به نام جود لاکتی، معروف به «لاکی»، آشنا می‌شود. جود که یک کارگر ساختمانی جذاب و عضلانی است، به ناگهان وارد زندگی او می‌شود و همچون یک قهرمان در لحظات بحرانی به کمک او می‌آید. داستان این دو از همان ابتدا پیچیده می‌شود، چرا که اختلاف سنی زیاد و تفاوت‌های گذشته‌ آن‌ها مانع از ارتباط آسان می‌شود.

با وجود این اختلافات، آن‌ها در بسیاری از جنبه‌های زندگی مشترک از جمله عشق به موسیقی راک و ماشین‌های قدیمی، نقطه اشتراک دارند. این دو از مشکلات و زخم‌های گذشته خود با یکدیگر صحبت می‌کنند و در نهایت از روابط دشوار خود عبور می‌کنند تا جایی که تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اما یک ازدواج مصلحتی با مشکلات زیادی روبه‌رو است. در این میان، کشمکش‌ها و تنش‌های درونی شخصیت‌ها بر جذابیت داستان می‌افزاید.

دانلود رمان گلاویز از صدف-ز با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
گل آویز دختری است تنها و سرخورده، پر از عقده‌های روانی و زخمی از گذشته. او از کودکی با داغ سنگین یتیم بودن بزرگ شده است و در تمام این مدت تنها امیدش به مردی بوده که به او احترام می‌گذاشته و تنهایی‌هایش را با حضورش پر می‌کرد. اما باز هم سرنوشت چیزی جز ازدواج اجباری برای او رقم می‌زند. ازدواجی که به جای عشق و دلدادگی، به تراژدی همسرکُشی می‌انجامد.
دانلود رمان ماهاراجه از مهتاب-ر با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

خلاصه رمان ماهاراجه:

رمان ماهاراجه داستان گیلدا، دختری زیبا و جذاب است که خانواده‌اش را از دست داده و نزد برادرش زندگی می‌کند. یک روز وقتی که برادرش به ماموریت رفته، زنداداشش او را به یک فرد ناشناس می‌فروشد و گیلدا مجبور می‌شود با این مرد به هند برود. در آنجا او به عنوان پرستار ماهاراجه، مردی فلج و قدرتمند، شروع به کار می‌کند.

گیلدا در این سفر به دنیایی جدید و متفاوت از آنچه که پیش‌تر می‌شناخت، وارد می‌شود. در طول داستان، او باید با مشکلات و چالش‌های مختلفی که در این دنیای جدید به او تحمیل می‌شود، روبه‌رو شود. به تدریج، رابطه‌ای پیچیده و پر از احساسات میان گیلدا و ماهاراجه شکل می‌گیرد و داستان پر از اتفاقات غیرمنتظره و دراماتیک پیش می‌رود.

دانلود رمان خشم یک زن از مهدیه خجسته با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

در رمان خشم یک زن، داستان درباره زنی است که خیانت همسرش را تجربه می‌کند و این خیانت برای او همچون آتشی در دل شعله‌ور می‌شود. خشم و درد او به قدری زیاد است که هیچ چیزی نمی‌تواند آن را خاموش کند. در این مسیر، او به دنبال انتقام از همسر خیانت‌کارش می‌رود، اما در حین این مسیر پر از درد و رنج، عشق قدیمی‌اش دوباره به زندگی او باز می‌گردد و پیچیدگی‌های جدیدی وارد ماجرا می‌شود.

این داستان درباره چگونگی کنار آمدن با خیانت و مواجهه با احساسات پیچیده‌ای است که در دل یک زن در برابر خیانت و انتقام شکل می‌گیرد. خشم یک زن اثری است که در آن عشق و انتقام دست به دست هم می‌دهند و داستانی پر از احساسات و کشمکش‌های درونی را به تصویر می‌کشد.

دانلود رمان دچار از مهرناز ابهام با لینک مستقیم
خلاصه کتاب

خلاصه دانلود رمان دچار:

تا به حال برایتان پیش آمده که در ترافیک، با راننده‌ی ماشین جلویی، در آینه‌ی بغل ماشینش چشم در چشم شوید؟ قصه‌ی من و او از یک چراغ قرمز و یک نگاه تصادفی در آینه‌اش شروع شد و به جاهایی رسید که نمی‌دانم او دچار شد یا من....

دانلود رمان عشقی که تبخیر شد از فاطمیما-ر با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
رمان عشقی که تبخیر شد داستانی پیچیده و دراماتیک است که در آن عشق به دسیسه‌ها و مشکلات خانوادگی و جنایی گرفتار می‌شود. مهتا و امیر دو شخصیت متفاوت از دو دنیای جدا از هم هستند که در زیر سایه قدرت و سلطه خانواده‌هایشان به هم می‌رسند. این داستان از دو طرف بسیار متفاوت از زندگی، درگیری‌ها و فریب‌ها تشکیل شده است که بالاخره باعث از بین رفتن عشق میان آن‌ها می‌شود. با گذشت زمان، رمز و رازهایی که پشت این رابطه نهفته است، آشکار می‌شود و سوالات پیچیده‌ای درباره عدالت، انتقام و سرنوشت ایجاد می‌کند. رمان سرشار از تغییرات غیرمنتظره و پیچیدگی‌های روانی است که خواننده را در مسیرهای مختلف هدایت می‌کند.
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
توضیح کوتاه درباره سایت
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رمانشیک | دانلود فایل بیش از 1000 رمان ایرانی رایگان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.